السيد محمد حسين الطهراني
178
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
و آيه 42 ، از سوره فُصّلت ) « قرآن ، كتاب عزيزى است كه باطل به سوى او نمىآيد ، نه از برابر و مقابلش و نه از پشت سرش . » و نيز فرموده است : إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ . ( آيه 13 و 14 ، از سوره طارق ) « بدرستيكه قرآن كلامى است محكم ؛ و بيهوده و لغو نيست » . إشكال استاد علّامة طباطبائى بر آنكه : استناد جنون به خدا إشكال دارد و ثانياً : اينكه گفتهاند : استناد جنون به تصرّف شيطان ( به از بين بردن عقل ) منافات با عدالت خدا دارد ، اين اشكال بعينه به خودشان بر ميگردد . زيرا آنها جنون و از بين رفتن عقل را مستند به اسباب طبيعى ميدانند . اين اسباب طبيعى كه موجب زوال عقل و پيدايش جنون ميباشند ، بالاخره استناد به خداوند متعال دارند . و ثالثاً : در حقيقت با از بين رفتن عقل ، به واسطه از بين بردن خدا ، اشكالى وارد نميشود ؛ چون در اين صورت تكليفى ديگر نيست ؛ زيرا كه موضوعش كه بايد عقل باشد در ميان نيست . اشكال در صورتى است كه با بقاء موضوع و عقل بر حال خود ، ادراكات عقليّه از مجراى حقّ و روش راستين استقامت منحرف گردد . مثل آنكه انسان عاقل چيز خوب را بد ، و چيز بد را خوب مشاهده نمايد ؛ و يا حقّ را باطل ، و باطل را حقّ ببيند ، و اين مشاهده و رؤيت با تصرّف شيطان از روى گزاف و عدم ملاحظه مصلحت خداوندى تحقّق پذيرد . اين امرى است كه نسبتش به خداوند متعال روا نيست . و امّا در از بين رفتن قوّه مميّزه و فساد احكام آن به تبعِ از بين رفتن اصل اين قوّه ، بداً محذورى نيست ؛ چه آن را از ناحيه شيطان بدانيم و يا از ناحيه اسباب طبيعى . و رابعاً : استناد جنون به شيطان مستقيماً و بدون دخالت اسباب طبيعى